وقتی دو تا عاشق از هم جدا میشن با هم دشمن هستن چون به قلب هم زخم زدن اما با هم دوست هم هستن چون یه روزی عاشق همدیگه بودن،اسم این عشق رو میذاریم آشنا ترین غریبه!
خاطره یعنی:یک سکوت غیره منتظره میان خنده های بلند...
مدتها طول میکشد تا خاک بگیرد خاطره های رنگارنگ!میگذاری تار شود این خاطره ها...اما یک خواب ناغافل،گرد و خاک تمام خاطره ها را میگیرد.میشود مثل روز اول..........!!
دلتنگی عین یه مار اومده روی قلبم نشسته،هرچند لحظه...یا چند ساعت گاهی هم چند روز یک بار میاد نیششو فرو میکنه تو قلبم...گرمیگیرم.بعد اروم میشم.....دوباره خاطره!
عشق مثل ابه..میتونی تو دستات قایمش کنی،ولی وقتی دستات رو باز میکنی میبینی همش چکیده و رفته...بدون لنکه بفهمی دستت پراز خاطره هست!
بوی عطرت،قاب عکس هایت،لباس هالیت باقی مانده...شال و کلاه برای رفتن کردی،گرچه رفتی ولی خاطراتامان را نبردی!
برچسب:
نویسنده: Khorshid